ازدواج موقت یا متعه از راه حل های اسلام ارتودوکس برای نیاز های طبیعی افرادی هست که شرایط ازدواج دائم را ندارند و ممنوعیت دولتی و فرهنگی آن عملأ موجب جانشینی عشق آزاد و فحشا و الگوهای جدید روابط زن و مرد به جای قبل شد.
متعه همیشه مورد حمله ی روشنفکران متجدد کرانه ی باختری در ایران قرار داشته، چرا که معادلی در مادر فرهنگ ایشان اروپا ندارد. هر چند امروز اهل سنت متعه را با نام ازدواج مسیار و غربی ها با عنوان عشق آزاد وارد فرهنگ خود کرده اند با این وجود باز هم غربگرا با آن مخالف است چون هنوز در نگاه عامه، بوی مذهب و اسلام می دهد برای روشنفکر الگوهای نامتعارف جنسی زنای محصنه، هم جنس گرایی هیچ اهمیتی ندارد ولی هر چیزی که بوی مذهب و فرقه بدهد برای آن ها بوی تابوت می دهد.
مسعود انصاری کتابی نوشته اند در نقد اسلام به نام "زن در دام ادیان ابراهیمی" یکی از فصل های این کتاب در مورد ازدواج موقت یا متعه صحبت می کند.
شروع مقاله.....
ازدواج متعه(موقت)
متعه در زبان تازی از مصدر متاع گرفته می شود و معنی جنس و یا کالا می دهد. ویژگی دادن واژه ی متعه در فرهنگ اسلام برای این نوع ازدواج زیاد شگفت به نظر نمی رسد، زیرا در اسلام و قانون اساسی آن قرآن(آیه ی 11 سوره ی شوری)، زن وسیله ی ارضای شهوت مرد و تولید مثل او به شمار رفته است. از این رو وجود زن برای مرد، در واقع مانند وجود یک متاع و یا کالاست. به همین جهت برای ازدواج موقت مرد با زن که ممکن است تنها برای یک نوبت همخوابگی انجام شود؛ واژه ی متعه به معنی متاع کوچک و مؤنث گزینش یافته است. در این نوع ازدواج بنا به شیوه ای که در زمان جاهلیت(پیش از ظهور محمد و اسلام) معمول بود؛ زن و مردی با یکدیگر برای هم خوابگی وارد گفتگو می شوند و زن موافقت می کند در برابر دریافت مبلغ معینی از مرد خود را برای مدتی که هر دو با آن موافقت می کنند؛ در اختیار مرد بگذارد و پس از پایان آن مدت از مرد جدا شود؛ بدیهی است که پیمان یاد شده می تواند بین آن دو با موافقت هر دو ادامه یابد.
(تا این جا که در مورد متعه در اسلام صحبت می شد؛ فهمیدیم متعه یعنی بد و اما ادامه ی مقاله...)
شاید بتوان گفت، دلیل این که عمر بن الخطاب ازدواج موقت را منع کرد آن بود که این نوع ازدواج به زن آزادی می دهد تا با مردان گوناگون پیوند جنسی برقرار کند و این امر دست زن را برای ایجاد پیوند جنسی با مرد تا حدودی آزاد می گذارد و از توان مرد سالاری مردان در اجتماع خواهد کاست. رابرتون اسمیت از اسلام شناسان شهیر در این باره می نویسد:
به گونه کوتاه می توان گفت که ازدواج متعه، آخرین نشانه ی باقی مانده از وضع مادر سالاری در عربستان پیش از ظهور محمد و اسلام می باشد. دلیل این که اسلام این رسم را منع کرده و آن را خوار راکارگی(فاحشگی) دانسته آنست که از توان مردسالاری در اجتماع خواهد کاست و به ویژه این که هر گاه فرزندی از نتیجه ی این ازدواج به وجود آید در اختیار زن قرار خواهد گرفت و نه مرد.
(تا الان متعه بد بود وقتی به فرهنگ جاهلیت و مخالف اسلام رسید یه دفعه شد خوب! اختلال دو قطبی نویسنده در جای جای متن به چشم می خورد در چند سطر بالا ملاحظه کردید که نویسنده عمر بن الخطاب را مردسالار و زن ستیز معرفی کرد، در ص 163 به بعد همین کتاب که در مورد متعه در ایران است بر عکس این اقدام عمر بن الخطاب خردمندانه و زن سالارانه توصیف می شود. همان طور که نویسنده در این جا از عرب جاهلیت در برابر اسلام دفاع می کند در قسمت بعدی مقاله قصد تقویت تسنن علیه شیعه را دارد تا جایی که آن چه برای نویسنده بی اهمیت است همانا تناقض گویی است.)
ازدواج متعه که موقت، صیغه و یا منقطع نیز نامیده می شود، همین امروز بین شیعیان جهان وجود دارد و به ویژه ملایان حاکم در ایران در رواج آن کوشش بسیار به کار می برند. ازدواج موقت شکل تکامل یافته ی ازدواج چند شوهری است که پیش از ظهور محمد و اسلام در شبه جزیره ی عربستان معمول بوده و صحیح البخاری نیز در مجموعه احادیث خود به شرح آن پرداخته است. در این نوع ازدواج، زن ومردی با یکدیگر برای همخوابگی وارد گفتگو می شوند و زن موافقت می کند در برابر دریافت مبلغ معینی از مرد خود را برای مدتی که هر دو با آن موافقت می کنند، در اختیار مرد بگذارد. پس از پایان مدتی که بین آن زن و مرد توافق شده، آن دو دوباره نسبت به یکدیگر بیگانه می شوند و از یکدیگر جدا می گردند. بدیهی است که ان زن و مرد می توانند با پیمان تازه ای که با یکدیگر می بندند. معاشرت و همخوابگی با یکدیگر را با مدت زمان و پولی که مورد موافقت هر دو قرار می گیرد. ادامه دهند.
ترمیزی، درباره ی ازدواج موقت می نویسد:
در آغاز ظهور محمد و اسلام، هنگامی که مردی وارد شهر ناآشنایی می شد و با کسی در آن شهر آشنایی نداشت با زنی در برابر پرداخت مبلغ معینی پول ازدواج می کرد و آن زن موافقت می کرد در برابر دریافت آن پول اشیاء متعلق به آن مرد را نگهداری کند و برای مدتی که آن مرد در آن شهر به سر می رد و در موافقت نامه آن ها شرط شده بود؛ از آن مرد پذیرائی کند.
امام مسلم درباره ی هدف جنسی ازدواج متعه در حدیثی می نویسد:
متعه... یک نوع ازدواج موقت به شمار می رفت. برای ایجاد چنین رابطه ای مرد به زن می گفت: من در برابر پول معینی که به تو می پردازم برای مدت محدود و معلومی از بدن تو لذت خواهم برد. هدف چنین ازدواجی تنها بهره برداری جنسی از زن و رفع نیاز نفسانی مرد بود. به گفته دیگر، در این نوع ازدواج هیچ یک از هدف هایی که در سایر ازدواج ها مورد نظر قرار می گرد، مانند تولید نسل و غیره در میان نبود و هدف تنها بهره گیری از لذت جنسی بود. ازدواج متعه بعد ها در اسلام منع گردید.
(از نگاه متجددان زنان شرقی همگی خرافاتی، منظلم، کلفت مآب، آشپز مسلک و بدبخت و بی شعور هستند که سنن و خرافات مذهبی آنان را به صورت بردگان جنسی مردان در آورده است. مردان نیز از نگاه نویسنده، انسان هایی ظالم، بیمار و شهوی هستند که زن ها را یا به مثابه ی حیوانی برای اطفای شهوت می بینند و یا به مثابه ی خدمتکاری که وظیفه ی آشپزی و تر و خشک کردن مردان و بچه ها را بر عهده می گیرد.)
این رسم از زمان پیش از ظهور محمد و در زمان خود او تا زمانی که عمر بن الخطاب خلیفه ی دوم آن را منع کرد، پا بر جا بود ولی مذهب شیعه گری مانند پیش به اجرای این روش نابخردانه، فسادآور و زن ستیزانه(که چند پاراگراف قبل نوشته بود مادرسالارانه) ادامه داد. نویسنده در فصل هفتم زیر فرنام ازدواج موقت(متعه) و شیعه گری بیشتر در این بار سخن خواهیم گفت.
پایان این فصل از کتاب آقای مسعود انصاری
خداوند شبان من است ؛ محتاج به هيچ چيزنخواهم بود. در مرتعهای سبز مرا می خواباند،بسوی آبهای آرام هدايتم می کند و جان مرا تازه می سازد. او بخاطر نا م پرشكوه خود مرا به راه راست رهبری می آند. حتی اگر از دره ء تاريک مرگ نيز عبور کنم، نخواهم ترسيد، زيرا تو، ای شبان من ، با من هستی! عصا و چوبدستی تو به من قوت قلب می بخشد.
در برابر چشمان دشمنانم سفره ای برای من می گسترانی، از من همچون مهمانی عزيز پذيرايی می کنی و جامم را لبريز می سازی. اطمينان دارم آه در طول عمر خود، نيكويی و رحمت تو، ای خداوند، همراه من خواهد بود و من تا ابد در خانه ی تو ساکن خواهم شد.
مزمور 23